لغت نامه دهخدا
تهنیت گویان. [ ت َ ی َ ] ( ق مرکب ) در حال مبارکباد گفتن :
که پندارم نگار سروبالا
در این دم تهنیت گویان درآید.سعدی.رجوع به تهنیت و دیگر ترکیبهای آن شود.
تهنیت گویان. [ ت َ ی َ ] ( ق مرکب ) در حال مبارکباد گفتن :
که پندارم نگار سروبالا
در این دم تهنیت گویان درآید.سعدی.رجوع به تهنیت و دیگر ترکیبهای آن شود.
در حال مبارکباد گفتن