بدیمنی

لغت نامه دهخدا

بدیمنی. [ ب َ ی ُ ] ( حامص مرکب ) بدفالی و شومی. بدبختی و بی طالعی. ( ناظم الاطباء ). حلق ؛ بدیمنی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

شومی نامبارکی نحوست مقابل خوش یمنی .

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز