لغت نامه دهخدا
الجوع. [ اَ ] ( ع اِ ) گرسنگی. رجوع به جوع شود. || در مقام شکایت ازگرسنگی گویند، و گاهی الجوع الجوع به تکرار آرند.
الجوع. [ اَ ] ( ع اِ ) گرسنگی. رجوع به جوع شود. || در مقام شکایت ازگرسنگی گویند، و گاهی الجوع الجوع به تکرار آرند.
گرسنگی یا در مقام شکایت از گرسنگی گویند .
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
جوع (۵ بار)