لغت نامه دهخدا
المان. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت در 5 هزارگزی شمال رشت و هزارگزی خاور راه پیربازار. جلگه و معتدل مرطوب است. سکنه آن 420 تن شیعه اند که به گیلکی وفارسی سخن میگویند. آب آن از صیقلان رود تأمین میشودو محصول آن برنج و صیفی کاری و شغل اهالی زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
المان. [ ] ( اِخ ) دهی است در چهارفرسخی مشرق تنگ سروک از ناحیه ایل یوسفی در بلوک کوه گیلویه فارس. رجوع به فارسنامه ناصری ج 2 ص 276 شود.
المان. [ اَ ] ( اِخ ) یکی از کشورهای اروپا. رجوع به آلمان و مقدمه ابن خلدون متن عربی ص 62 شود.