لغت نامه دهخدا
اسکولا. [ اِ ک َ وُ ] ( اِخ ) موسیوس. یکی از پاتریسین های جوان رومی. وی بهنگام محاصره رم بدست پُرسِنّا ( 507 ق.م. ) داخل اردوی دشمن گردید تا شاه را بکشد، ولی فریب خورد و یکی از صاحبمنصبان را بقتل رسانید. او را گرفته بنزد شاه بردند و بامر شاه دست او را در میان آتشی حاد گذاشتند و او اعتراف کرد که سیصد جوان رومی سوگند یاد کرده اند که پرسنا را بکشند، در نتیجه فرمانده اِتروسک متوحش گردیده و با رومیان صلح کرد.
اسکولا. [ اِ ک َ وُ ] ( اِخ ) پوبلیوس موسیوس. حقوق دان رومی ، که در سال 132ق.م. برتبه کنسولی ارتقا یافت. پسر او کَنتوس موسیوس اسکولا نیز در 96 ق.م. بمرتبه کنسولی نائل آمد.