لغت نامه دهخدا
قارنه. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش سلدوز شهرستان ارومیّه. در 8هزارگزی جنوب باختری نقده و 5هزارگزی جنوب شوسه خانه به نقده و در دره واقع و سردسیر سالم است. 273 تن سکنه دارد و مذهب آنان سنی و زبانشان کردی است آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و چغندر و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه شوسه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ). نام محلی است در کنار راه حیدرآباد به خانه میان نقده و دوآب و در 31500گزی حیدرآباد واقع است.
قارنه. [ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان براآن بخش حومه شهرستان اصفهان و در 31هزارگزی جنوب خاور اصفهان و دوهزارگزی راه فرعی رحیم آباد به کبوترآباد واقعو سرزمین آن جلگه و هوای آن معتدل است. 421 تن سکنه دارد. مذهب آنان شیعه و زبانشان فارسی است. آب آن از چاه و آب سد و محصولات آن غلات و پنبه و تریاک و پشم و هندوانه و روغن و شغل اهالی زراعت و گله داری است.راه فرعی دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10 ).