لغت نامه دهخدا
کشت و زرع. [ ک ِ ت ُ زَ ] ( ترکیب عطفی ،اِ مرکب ) زراعت. فلاحت. دهقنت. کشاورزی. برزیگری. برزگری. کشت. اَبکار. حرث. احتراث. ( یادداشت مؤلف ).
کشت و زرع. [ ک ِ ت ُ زَ ] ( ترکیب عطفی ،اِ مرکب ) زراعت. فلاحت. دهقنت. کشاورزی. برزیگری. برزگری. کشت. اَبکار. حرث. احتراث. ( یادداشت مؤلف ).
زراعت . فلاحت . حرث