لغت نامه دهخدا
قلیج. [ ق َ ] ( ترکی ، اِ ) بمعنی شمشیر. ( ناظم الاطباء ). || دست آخرین در بازی نرد. در بازی سه دست یا پنجدست پیش بر که اگر هر یک از دو حریف برد همه بازی را برده است. ( یادداشت مؤلف ).
قلیج. [ ق َ ] ( ترکی ، اِ ) بمعنی شمشیر. ( ناظم الاطباء ). || دست آخرین در بازی نرد. در بازی سه دست یا پنجدست پیش بر که اگر هر یک از دو حریف برد همه بازی را برده است. ( یادداشت مؤلف ).
شمشیر.
قلیچ: شمشیر
( اسم ) شمشیر .