نوشروان

لغت نامه دهخدا

نوشروان. [ ش ِرْ ] ( اِخ ) انوشیروان . رجوع به انوشیروان شود :
مست است زمین زیرا خورده ست به جای می
در کاس سر هرمز خون دل نوشروان.خاقانی.

فرهنگ فارسی

انوشیروان
انوشیروان

فرهنگ اسم ها

اسم: نوشروان (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: no(w)šervān) (فارسی: نوشروان) (انگلیسی: nowshervan)
معنی: انوشیروان، جاویدان، ( اَعلام ) ( = انوشیروان، انوشروان )، ( انوشیروان و انوشروان
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم