لغت نامه دهخدا
مسنی. [ م َ نی ی ] ( ع ص ) سیراب. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
مسنی. [ م َ نی ی ] ( ع ص ) سیراب. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
سیر آب
[ویکی الکتاب] معنی مَسَّنِیَ: به من رسید - با من تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معنای تماس گرفتن دو چیز با یکدیگر است)
معنی مَسَّنِیَ بِـ: به من رسانده - به من تماس داده (کلمه مس که در لغت به معنای تماس گرفتن دو چیز با یکدیگر است در عبارت "مَسَّنِیَ ﭐلشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ")
معنی مَا مَسَّنِیَ: به من نمیرسید
ریشه کلمه:
مسس (۶۱ بار)ن (۲۳۵ بار)ی (۱۰۴۴ بار)