لغت نامه دهخدا
مازی. ( اِ ) در مینودشت و علی آباد گرگان به درخت مازو گویند. ( ازیادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مازو شود.
مازی. ( ع ص ) مخالف و دور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یقال قعد عنی مازیا؛ ای مخالفاً بعیداً. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).