لغت نامه دهخدا
خردمند را گردیه نام بود
پریرخ دلارام بهرام بود.فردوسی.پریرخ شده شادمان نوید
همی بدنهان را ز دل بد امید.اسدی ( گرشاسب نامه ).بتی پریرخ و آهن دلی و بی رخ تو
چنین پریزده کردار و شیفته ست شَمن.سوزنی.ز سرتیزی آن آهنین دل که بود
به عیب پری رخ زبان برگشود.سعدی ( بوستان ).