لغت نامه دهخدا
عما. [ ع َم ْ ما ] ( ع حرف جر + اسم ) مرکب از: حرف جر «عن » + «ما»ی موصول. درباره آنچه. از آنچه.
عما. [ع َم ْ ما ] ( اِخ ) ناحیه و صقعی است در صحرای خُساف بین بالس و حلب. ( از معجم البلدان یاقوت از حازمی ).
عما. [ ع ُم ْ ما ] ( اِخ ) نام بت و صنمی است ازآن خَولان در یمن. و آیه شریفه «و جعلوا للّه مما ذراء من الحرث و الانعام نصیبا...» ( قرآن 136/6 ) راجع به آن آمده است. ( از معجم البلدان ).