لغت یاب
|
دیکشنریها
دیکشنری تخصصی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
فرهنگستان زبان و ادب
دانشنامه عمومی
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه اسلامی
ویکی واژه
نصب
سلاح زیستی
فرهنگستان زبان و ادب
{biological weapon} [علوم نظامی] سلاحی که عوامل زیستی را پراکنده و منتشر می کند
ویکی واژه
سلاحی که عوامل زیستی را پراکنده و منتشر میکند.
بیا فالت رو بگیرم!!!
بزن بریم
فال درخت
استخاره کن
فال تک نیت
فال احساس