ظریفه

لغت نامه دهخدا

( ظریفة ) ظریفة. [ ظَ ف َ ] ( ع ص ) تأنیث ظریف.
ظریفة. [ ظَ ف َ ] ( اِخ ) کاهنه حمیریّة زوجه عمروبن مرتقیابن عامر ماءالسماء. ( حبیب السیر ج 1 ).

فرهنگ عمید

= ظریف

فرهنگ فارسی

( صفت ) مونث ظریف جمع ظرایف ( ظرائف ) و ظریفات .
کاهن. حمیریه زوج. عمرو بن مرتقیا بن عامر مائ السمائ . حبیب السیر جلد اول .

فرهنگ اسم ها

اسم: ظریفه (دختر) (عربی) (تلفظ: zarife) (فارسی: ظريفه) (انگلیسی: zarife)
معنی: مؤنث ظریف، دارای اجزا یا ساختار نازک و باریک همراه با ظرافت و تناسب، ( مؤنث ظریف )، ظریف، عربی مؤنث ظریف، نکته سنج و نکته دان
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم