لغت نامه دهخدا
دارالامان. [ رُل ْ اَ ] ( اِخ ) کرمان و مولتان را گفته اند. ( مسکوکات ایران رابینو ص 98 ).
دارالامان. [ رُل ْ اَ ] ( اِخ ) هندوستان را نیز گفته اند. ( تذکره میخانه ص 323 ).
دارالامان. [ رُل ْ اَ ] ( اِخ ) کرمان و مولتان را گفته اند. ( مسکوکات ایران رابینو ص 98 ).
دارالامان. [ رُل ْ اَ ] ( اِخ ) هندوستان را نیز گفته اند. ( تذکره میخانه ص 323 ).
جای امن و امان، جایی که در آن آرامش و آسودگی وجود داشته باشد.
شهری بافغانستان که بسال ۱۹۲۳ م . در ۸ کیلومتری کابل بمنظور آنکه پایتخت کشور گردد بنا شده .
( اسم ) جای امن و امان جای سلامت .
دارالامان منطقه ای در افغانستان واقع در جنوب غربی شهر کابل می باشد.
این منطقه در ۱۹۲۰ میلادی توسط شاه امان الله خان برنامه ریزی شد تا به یک شهر پایتخت جدید تبدیل شود و ساختمان های متعدد و قصرها از جمله قصر دارالامان، موزه ملی افغانستان و قصر تاج بیگ ساخته شد.