لغت نامه دهخدا
دریاچه ای است دست کریمان روزگار
کز رای سایلان بودش آبشارها.اشرف ( از آنندراج ). || در تداول مردم گناباد به حوض وسط خانه اطلاق می شود. ( یادداشت پروین گنابادی ). || نهر. ( از آنندراج ) :
ز دریاچه گنگ تا آب سند
شدندش زبون تاجداران هند.هاتفی ( از آنندراج ).
دریاچه. [ دَرْ چ َ / چ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت. واقع در 16هزارگزی جنوب خاوری سبزواران و لب رودخانه هلیل ، با 228 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).