جوامع

لغت نامه دهخدا

جوامع. [ ج َ م ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ جامع. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جامع شود. || ج ِ جامعة.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جامعه شود.
- جوامعالکلم ؛ کثیرالمعانی ، قلیل الالفاظ. ( اقرب الموارد ). کان ( رسول اﷲ ) یتکلم بجوامعالکلم. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به ماده بعد شود.

فرهنگ معین

(جَ مِ ) [ ع . ] (اِ. ص . ) جِ جامعه و جامع .

فرهنگ عمید

=جامعه

فرهنگ فارسی

جمع جامع وجامعه
( صفت اسم ) جمع جامع و جامعه .

فرهنگستان زبان و ادب

{collectanea} [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] مجموعۀ قطعات انتخاب شده از یک یا چند نویسنده، معمولاً برای آموزش

ویکی واژه

جِ جامعه و جام
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم