لغت نامه دهخدا
- امور بلدیه .
|| ( اِ ) مؤسسه ای در هر شهر که به کار نظافت و خوبی آب و نان و چراغ و سوخت و خواربار وصحت نظر دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). شهرداری. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شهرداری شود.
بلدیه. [ ب َ ل َ دی ی َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باوی ، بخش مرکزی شهرستان اهواز. سکنه آن 100 تن. آب آن از چاه و محصول آن غلات است. ساکنان این ده از طایفه حوشیه هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).