لغت نامه دهخدا
ز جنی سخن گفت و از آدمی
ز گفتار پیغمبر هاشمی
ز توحید و قرآن و وعد و وعید
ز تهدید و از رسمهای جدید.فردوسی.سخن هیچ بهتر ز توحید نیست
به ناگفتن و گفتن ، ایزد یکی است.فردوسی.وآنانکه مفسدان جهانند و مرتدان
از ملت محمد و توحید کردگار.منوچهری.توحید تو تمام بدو گردد
دانستی ار تو واحد یکتا را.ناصرخسرو.آنها که نشنوند سخن زین پیمبران
نزدیک اهل حکمت و توحید کافرند.ناصرخسرو.از ثنای تو خرک بی خبر است
همچنان چون ثنوی از توحید.سوزنی.فرمانْت حرز توحید، اندر میان جانها
جان بر میان زمانه از بهر امتثالش.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 230 ).علم تعطیل مشنوید از غیر
سرّ توحید را خلل منهید.خاقانی.خلق تو اکسیر عدل ، نطق تو تفسیر عقل
مدح تو توحید محض ،خصم تو مخصوص ذم.خاقانی.در توحید زن کآوازه داری
چرا رسم مغان را تازه داری ؟نظامی.|| در اصطلاح سالکان ، تخلیص دل و تجرید او از آگاهی به غیر حق سبحانه و تعالی... ( آنندراج ) : طریق درویشان ذکر است و شکر و خدمت و طاعت وایثار و قناعت و توحید و توکل.... ( گلستان ).
امید و هراسش نباشد ز کس
بر اینست بنیاد توحید و بس.سعدی ( گلستان ).روی از خدا به هرچه کنی شرک خالص است
توحید محض کز همه رو در خدا کنیم.سعدی. || ( اصطلاح فلسفه ) توحید در لغت یگانه کردن و به یگانگی وصف نمودن و علم توحید علمی است که بدان شناخته شود که غیر خدا وجود حقیقی نیست و اشیاء مظاهر اویند و علم به تفرید وجود محض است و به معنای یگانه دانستن پروردگار است و تنزیه خداست از حدثان و از شریک و بالاخره حکم کردن بر یگانگی خداست اندر ذات و صفات و افعال... و توحید را اقسام و انواع و مراتبی است از این قرار: توحید اخص الخواص ، توحید افعالی ، توحید الهی ، توحید حالی ، توحید خاص ، توحید خواص ، توحید ذاتی ، توحید شهودی ، توحید صفاتی ، توحید علمی ، توحید عیانی ، توحید عیانی کشفی. ( از فرهنگ علوم عقلی ).