تدین
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. دین دار شدن، متدین شدن.
۳. دین داری.
فرهنگ فارسی
دین داشتن، دین دارشدن، متدین شدن، دین داری
۱-( مصدر ) دین داشتن دین دار شدن . ۲- ( اسم ) دین ورزی .
فرهنگ اسم ها
معنی: دینداری، درستکاری، مومن بودن، ( عربی ) دیندار بودن، مؤمن بودن