ثالث. [ ل ِ ] ( ع ص ، اِ ) نعت فاعلی از ثلث. || سوم. || سه کننده. || شخص خارجی : و هر راز که ثالثی در آن محرم نشود هر آینه از اشاعت مصون ماند. ( کلیله و دمنه ). - شخص ثالث ؛ در مرافعات آنکه نه مدعی و نه مدعی علیه است و دعوی مابه الادّعا کند. ( اصطلاح عدلیه ).
فرهنگ معین
(لِ ) [ ع . ] (ص . )۱ - سوم . ۲ - آن که نه مدعی و نه مدعی علیه است و دعوی مابه الادعا کند.
فرهنگ عمید
سوم. * ثالث ثلاثه: [قدیمی] ۱. سوم از سه. ۲. [مجاز] در مسیحیت، هریک از اقنوم های سه گانه، شامل پدر، پسر، و روح القُدُس.
فرهنگ فارسی
سوم ، ثالث ثلاثه: سوم ازسه، یکی ازسه تا، ثالثا: سوم بار، بارسوم ( صفت ) ۱- سوم . ۲- شخص سوم ( بجزگوینده وشنونده ) . ۲- آنکه نه مدعی ونه مدعی علیه است و دعوی ما به الادعا کند.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی ثَالِثُ: سوم -سومی ریشه کلمه: ثلث (۳۲ بار)
ویکی واژه
سوم. آن که نه مدعی و نه مدعی علیهاست و دعوی مابه الادعا کند.