لغت نامه دهخدا
الف - تسلسل در امور اعتباری که برحسب اعتبار معتبر و اعتبارکننده است و آن را تسلسل یقفی نامیده اند که با توقف و عدم اعتبارکننده متوقف میشود. این نوع از تسلسل را باطل ندانسته اند چون در حقیقت تسلسل نیست و شخص میتواند هر اندازه که بخواهد اوهام و تخیلات خود را دنبال هم ادامه دهد.
ب - تسلسل در حوادث و زمانیات. این نوع تسلسل نیز باطل نیست زیرا اجزاء آن بطور متدرج موجود و معدوم می شوند و مجتمع در وجود نمی باشند و حوادث زمانی هر یک در ظرف خود موجودند...
ج - تسلسل در علل و معلول که عبارت از ترتب امور غیرمتناهی است که هر مرتبتی علت لاحق و معلول سابق خود باشد. صدرا گوید: تسلسل در علل و معلول عبارت از تراقی عروض علیت و معلولیت است الی غیرالنهایه به آنکه آنچه معروض علیت است معروض معلولیت باشد پس اگر معروضات متناهیةالعدد باشند دور است و الا تسلسل است...و رجوع به فرهنگ علوم عقلی تألیف سجادی صص 157 - 158 شود. || در پهنا پدید آمدن برق و سحاب.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || طولانی شدن درخشیدن برق. ( از متن اللغة ). || برق زدن شمشیر. ( از المنجد ). || تنک شدن جامه از استعمال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة )( اقرب الموارد ) ( از المنجد ): تسلسل الثوب ؛ اذا لبس حتی رق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).