توارد
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
٢. [قدیمی] پیاپی وارد شدن.
٣. [قدیمی] در یک وقت وارد شدن.
٤. [قدیمی] با هم در یک جا فرود آمدن.
فرهنگ فارسی
با هم به آب در آمدن یا حاضر شدن در مکان یکی بعد دیگری . یا با هم به یک جا فرود آمدن .
دانشنامه اسلامی
تَوارُد، یا توارد خاطر، خاطرین و یا فکرین، بر وزن تفاعل از فعل «وَرَدَ، وروداً» در لغت به معنای «رسیدن دو نفر با یکدیگر در یک جای و از یک سرچشمه آب گرفتن» است. ولی در بلاغت ادب فارسی، از مباحث دانش بدیع به شمار می رود که دو شاعر بدون آگاهی از حال و سخن یکدیگر و بدون آن که شعر یکدیگر را دیده باشند، مضمون واحدی را صرفاً از روی قریحۀ خویش و به کمک «فکر و رَویت و قوت ذهن» بسرایند.
همایی، جلال الدین، فنون بلاغت و صناعت ادبی، ج۱، ص۳۹۳، تهران.
توارد زمانی که مجال سخن تنگ باشد، یعنی در اوزان، قوافی و ردیف های مشکل، بیشتر ظهور می یابد،
همایی، جلال الدین، فنون بلاغت و صناعت ادبی، ج۱، ص۳۹۴، تهران.
در ادبیات عرب، توارد (الموارده) نیز به همان معنایی به کار رفته است که در ادب فارسی از آن سخن رفت.
اسامة بن منقذ، البدیع فی البدیع، ج۱، ص۳۱۰، به کوشش عبدالله علی مهنا، بیروت، ۱۹۸۷م.
...
ویکی واژه
مانند بودن شعر دو شاعر هم در لفظ هم در معنا، بدون اطلاع داشتن هیچ - کدام از یکدیگر.