لغت نامه دهخدا
بهر برزن اندر دبستان بدی
همان جای آتش پرستان بدی.فردوسی.دفتر به دبستان بود و نقل ببازار
وین نرد بجایی که خرابات خرابست.منوچهری.حسرت نکند کودک را سود به پیری
هرگه که به خردی بگریزد ز دبستان.ناصرخسرو.دین دبستانست و امت کودکان پیش رسول
در دبستانست امت ز ابتدا تا انتها.ناصرخسرو.بنگر که چگونه ازین دبستان
بگریخته سوی بتان شد این عام.ناصرخسرو.اسلام دبستان تست، عالم
مانند سراییست مال ز استام.ناصرخسرو.تا راه دبستان خط ندانی
خط را نشود پاک جانت جویا.ناصرخسرو.اینجاست به یمگان ترا دبستان
در بلخ مجویش نه در بخارا.ناصرخسرو.اسلام دبستان تست پورا
پیغمبرت استاد و چوب صمصام.ناصرخسرو.ای به شبستان ملک با تو ظفر خاصگی
وی به دبستان علم با تو خرد درسخوان.خاقانی.به مهر مام و دو پستان و زقه خرما
بجان باب و دبستان و تخته آداب.خاقانی.ابجد سودا بشوی بر در خاقانی آی