سالنامه

لغت نامه دهخدا

سالنامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه ای که در آن وقایع سال نویسند. تقویم. ( استینگاس ). کتابی که در آن وقایع سال را مینویسند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مِ یا مَ ) (اِمر. ) ۱ - تقویم . ۲ - دفتری که وقایع سال در آن ثبت شود و هر سال منتشر شود. ۳ - سالنما.

فرهنگ عمید

کتابی که در آن خلاصۀ اخبار و آمار یک ساله را بنویسند.

فرهنگ فارسی

کتاب خلاصه اخبارو آماریک ساله که در آن بنویسند
۱ - کتابی که در آن وقایع سال را نویسند ۲ - تقویم . یا سالنامه جیبی . سالنامه ای کوچک که بتوان آن را در جیب جا داد .
نامه ای که در آن وقایع سال نویسند تقویم

فرهنگستان زبان و ادب

{yearbook} [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] نشریه ای سالانه حاوی شرح وقایع سال گذشته

دانشنامه عمومی

سالنامه ها یا وقایع نامه ها ( به انگلیسی: Annals، به لاتین: annāles، از ریشهٔ کلمهٔ annus به معنی "سال" ) سندی برای ثبت مختصر تاریخ بود که در آن وقایع سال به سال بر اساس گاهشماری مرتباً نوشته می شد، اگرچه این اصطلاح برای هر تاریخ مکتوبی می تواند استفاده شود.
ماهیت تمایزی بین سالنامه و تاریخ موضوعی وجود دارد که توسط رومیان باستان دسته بندی شده. گفتار آولوس گلیوس بنا بر وریوس فلاکوس نقل شده، که بر اساس علم ریشه شناسی، عبارت تاریخ یا هیستوری ( از یونانی ιστορειν، historein، برابر با inspicere لاتین، "برای پرسیدن شخصاً" ) باید تنها محدود به منابعی همچون توکیدید که از مشاهدات خود نویسنده نوشته شده اند، باشد. در حالی که سالنامه وقایع مربوط به زمان های قبل را که بر اساس سال تنظیم شده اند، ثبت می کنند. وایت سالنامه ها را از رویدادنامهها متمایز می کند، رویدادنامه را شامل موضوعاتی مانند سلطنت پادشاهان و تاریخچه ها می داند که هدف آن ها ارائه و نتیجه گیری روایتی است که دلالت بر اهمیت اخلاقی وقایع ثبت شده دارد. به طور کلی، آنالیست ها ( سالنامه نگاران ) وقایع را با دقت ثبت می کنند، و مطالب نوشته ها را بدون توجیه نوشته و به یک اندازه وزن می دهند.
نخستین سالنامه چاپی در ایران که در سال ۱۲۹۰ هجری قمری به دستور مشیر الدوله صدر اعظم وقت و به مدیریت محمد حسن صنیع الدوله رئیس اداره روزنامه جات، دار الطباعه و دارالترجمه دولتی و مترجم ناصرالدین شاه منتشر شده است.
اعتماد السلطنه دربارهٔ «ایجاد سالنامه» نوشته است که: «این دفتر که اروپاییان آن را آلماناک می گویند هیئت دربار هر ملک و رؤِساء دوایر هر دولت و شماره نفوس هر اقلیم و استعدادات حربیه هر حکومت و جمیع حوادث عمده وانکشافات جدیده نسبت به آن سال مخصوص مصرح ومنصوص است و نیز بر فواید دیگر اشتمال دارد که به احصاء و استقصاء در نمی آید. این گونه رساله که مرآت احوال یک ساله است در ایران و هیئت دربار آن تألیف نمی گردید تا سال یک هزار و دویست و نود و یک هجری بنده مؤلف به ترتیب و ترکیب آن مأمور گردید و آلماناکی بس نغز و نیک تلفیق داده مطبوع و منتشر ساخت مشتمل بر هیئت دربار دولت علیه ایران و… به علاوه فوائد عظیمه دیگر از قبیل تطبیق سنین تاریخ هجری و میلادی از بدایت هجرت…»

ویکی واژه

تقویم.
دفتری که وقایع سال در آن ثبت شود و هر سال منتشر شود.
سالنما.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم