ناخوانا. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) لایُقْرَء. غیرمقروء. که خوانا نیست. || بی سواد. امی. عامی. که خواندن نتواند : اگر بودی کمال اندر نویسائی و خوانائی چرا آن قبله کل نانویسا بود و ناخوانا.سنائی.
فرهنگ عمید
۱. خطی که به آسانی خوانده نشود. ۲. بی سواد، امّی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه خواندن نداند بی سواد: اگر بودی کمال اندر نویسان و خوانایی چرا آن قبله کل نانویسا بود و ناخوانا. ( سنائی )