لغت نامه دهخدا
خجسته. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ] ( ص ) مبارک. میمون. ( از برهان قاطع ) ( صحاح الفرس ) ( فیروزآبادی ) ( زمخشری ) ( غیاث اللغات ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). با میمنت. با سعادت. فرخ. بختیار. سعادتمند. مسعود. ( از ناظم الاطباء ). نیکبخت. کامروا. خرم. ضد گجسته.نیک خواسته. متبرک. سعد. سعید. همایون