توصيه
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. سفارش کردن.
۳. [قدیمی] وصیت کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- سفارش کردن. ۲ - اندرز دادن وصیت کردن . ۳ - ( اسم ) سفارشنامه .
فرهنگستان زبان و ادب
دانشنامه اسلامی
معنی لَا تَعْبُدُونَ: نمی پرستید (در عبارت "وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا ﭐللَّهَ " با اینکه"لَا تَعْبُدُونَ" خبری است مراد از آن نهی مؤکد است مثلاً در فارسی هم می گوییم :"به این کلید دست نمی زنی "و منظورمان این است که این توصیه و نه...
ریشه کلمه:
وصی (۳۲ بار)
ویکی واژه
consiglio
توصیة
سفارش کردن.
اندرز دادن.