تنبیه کردن

لغت نامه دهخدا

تنبیه کردن. [ تَم ْ ک َ دَ] ( مص مرکب ) چوب زدن و کتک زدن و سیاست کردن. ( ناظم الاطباء ). || آگاه کردن. ( ناظم الاطباء ).
- تنبیه و تأکید کردن ؛ باربار و بسختی نصیحت کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- بیدار کردنهوشیار ساختن . ۲ - آگاه کردن . ۳ - گوشمال دادن مجازات کردن .

ویکی واژه

punire
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم