تفریح
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. شادمانی و خوشی.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) شادمانی نمودنشادی کردن . ۲ -( مصدر )شاد کردن شادمان ساختن . ۳ - ( اسم ) خوشی . ۴ - گردش . جمع : تفریحات .
فرهنگستان زبان و ادب
دانشنامه عمومی
جامعه شناسان، اوقات فراغت را به دو دسته اصلی تفریح فعالانه و منفعلانه تقسیم می کنند. این تقسیم بندی را می توان در مورد تفریح ها هم به کار برد. در تفریح فعال برای خوش گذراندن انرژی جسمی یا انرژی روانی صرف می کنیم. بعضی وقتها برای تفریحمان انرژی ذهنی می گذاریم. مثلاً وقتی کتاب می خوانیم یا نقاشی می کشیم. به هر حال تفریح های فعال همیشه با هیجان همراه هستند.
برخلاف تفریح فعال، در تفریح منفعل انرژی جسمی یا ذهنی زیادی صرف نمی کنیم. واضح ترین نمونه تفریح منفعل، تماشای تلویزیون است البته به هر حال موقع تماشای تلویزیون فعالیت ذهنی می کنیم، اما هر چه برنامه ای که تماشا می کنیم عامه پسندتر باشد، کمتر ذهن ما را درگیر می کند. در تفریح منفعلانه بیشتر از اینکه مختار باشیم، تسلیم هستیم.
• تفریح و زندگی فعال برای سلامتی فرد اهمیت دارد.
• تفریح و پارک ها باعث تقویت بنیاد خانواده و ایجاد جوامعی سالمتر می شود.
• تفریح هزینه های مربوط به مراقبت های پزشکی، خدمات اجتماعی و پلیس و دادگستری را کاهش می دهد.
• تفریح و گردشگاه ها مولد قوی اقتصادی به شمار می رود.
تفریح انسان را از بیماری های روانی همچون افسردگی حفظ میکند
تفریح (فیلم). تفریح ( به انگلیسی: Recreation ) فیلمی کوتاه و صامت، به نویسندگی و کارگردانی و بازی چارلی چاپلین و تولید سال ۱۹۱۴ می باشد.
چارلی بر سر دختری با مردی درگیر می شود و در این بین پای پلیس هم به میان می آید. در پایان چارلی، مرد و پلیس را به آب می اندازد و می خواهد با دختر برود اما دختر، چارلی را هل می دهد و چون چارلی هم دختر را گرفته، هر دو به آب می افتند.
• چارلی چاپلین - ولگرد
• چارلز بنت - مردی در پارک
• هلن کرادرز - دختری در پارک
• ادوین فریزی - پلیس
دانشنامه اسلامی
تفریح کردن بنفسه امری مباح است مگر آنکه با کارهای حرام در شرع مقدّس، مانند تفریح با آلات لهو قمار بازی و غیر آن توأم گردد.
از آنجا که حکم اوّلی تفریح جواز و اباحه است، سفر حتّی به قصد خوش گذرانی و شادمانی موجب قصر نماز میشود، مگر سفر به قصد شکار ـ در فرضی که غرض از شکار صرف تفریح باشد و نه تأمین نیاز زندگی ـ که نماز در آن تمام است.
برخی چنین سفری را از مصادیق سفر معصیت دانستهاند.
ویکی واژه
divertimento
شادمانی نمودن.
شادمان ساختن.
تفریح از ریشه فرح به معنی شادابی و نشاط است. معادل فارسی تفریح، سرگرمی توام با نشاط و جمع آن، سرگرمیها میباشد.