تفاهم

لغت نامه دهخدا

تفاهم. [ ت َ هَُ ] ( ع مص ) یکدیگررا فهمیدن و معرفت حاصل کردن. ( از اقرب الموارد ).
- سوء تفاهم؛ اشتباه و عدم درک مقاصد حقیقی.

فرهنگ معین

(تَ هُ ) [ ع. ] (مص م. ) یکدیگر را فهمیدن.

فرهنگ عمید

سخن یا مطلب و مقصود یکدیگر را فهمیدن، یکدیگر را درک کردن.

فرهنگ فارسی

سخن یامطلب ومقصودیکدیگررافهمیدن، درک کردن
( مصدر ) مقصود یکدیگر را فهمیدندرک کردن مطلب همدیگر. یا حسن تفاهم مقاصد یکدیگر را نیکو درک کردن مقاصد یکدیگر را بد فهمیدن مقابل حسن تفاهم. جمع: سوئ تفاهمات.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:راپور

ویکی واژه

equivoco
malinteso
یکدیگر را فهمیدن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم