لغت نامه دهخدا
قصه کوته بهست از تطویل.
ابوحنیفه اسکافی ( از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 388 ).
و سرگذشت او بسیار است و در این کتاب بیش از این تطویل نتوان کردن. ( فارسنامه ابن البلخی ص 83 ). و تطویل از حد می گذرد. ( کلیله و دمنه ). || زمان دادن.( تاج المصادر بیهقی ). مهلت دادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح عروض ) بعضی عروضیان عجم بر ترفیل حرفی زیادت کرده اند در شعر پارسی و آن را تطویل نام نهاده و مستفعلان کرده... ( المعجم فی معاییر اشعار العجم چ مدرس رضوی ص 41 ). || ( اصطلاح معانی بیان ) زائد بودن لفظ است بر اصل مقصود. ( از تعریفات جرجانی ) ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).