کلمهی «داد بیداد» در زبان فارسی دو کاربرد اصلی دارد. نخست، این اصطلاح به معنای سر و صدا، هیاهو و غوغا به کار میرود. وقتی گفته میشود «در آنجا داد بيداد راه افتاد»، منظور ایجاد جنجال یا سر و صدای شدید است که معمولاً توجه همه را به خود جلب میکند. کاربرد دوم «داد بیداد» بیان احساسات شدید نظیر افسوس، ناله یا پشیمانی است. برای مثال، در عبارت «ای داد بيداد!» فرد قصد دارد ناراحتی، اندوه یا تأسف خود را به شکلی برجسته و پررنگ ابراز کند. این اصطلاح در ادبیات فارسی و در مکالمات روزمره نیز برای تأکید بر شدت احساس یا رویدادی خاص به کار میرود. در شعر و متون ادبی، «داد بیداد» گاهی نشانگر نارضایتی، بیعدالتی یا اعتراض به شرایط ناعادلانه نیز هست و با این کاربرد، بار احساسی و معنایی عمیقی پیدا میکند.
داد بیداد
لغت نامه دهخدا
داد بیداد. [ دِ ] ( صوت مرکب ) جمله ای که برای نمودن پشیمانی و حسرت گویند: ای داد بیداد.
فرهنگ فارسی
جمله ای که برای نمودن پشیمانی و حسرت گویند ای داد بیداد.
جمله سازی با داد بیداد
💡 بر ساده دلانت به وفا جلوه همی داد بیداد تو آب از رخ دلاله فرو ریخت
💡 داد تو بر عاشقان بیداد کرد داد بیداد تو آخر دادما