لغت نامه دهخدا
حزمت دو جهان را به یکی دانه دهد جای
با آنکه در اجسام روا نیست تداخل.قاآنی.|| ( اصطلاح منطق ) تداخل اتفاق دو قضیه بود در موضوع و محمول و دیگر لواحق و عوارض... و در کیفیت بااختلاف در کمیت ، یعنی یکی کلی بود و دیگر جزوی و لامحاله جزوی در کلی لازم آید، ولیکن این دخول و لزوم منعکس نشود. ( اساس الاقتباس چ مدرس رضوی ص 97 ). || ( اصطلاح ریاضی ) تداخل دو عدد آنست که عدد بیشتر، عدد کمتر را عاد شود، مانند 3 و 9. ( تعریفات جرجانی ). || تشابه و التباس امور. ( اقرب الموارد ). || به اصطلاح اطبا، در غذای منهضم ، غیرمنهضم را آمیختن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).