تخصص
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. در کاری یا امری مهارت داشتن.
فرهنگ فارسی
۱-( مصدر ) خاص گردیدنبامری مخصوص شدن . ۲- در کاری مهارت داشتن . ۳- ( اسم ) اختصاص ویژگی . ۴- مهارت .جمع : تخصصات .
دانشنامه عمومی
تا حدودی می توان گفت پزشکان مدت هاست که تخصص دارند. به گفته جالینوس، تخصص در بین پزشکان رومی رایج بود. سیستم خاص تخصص های پزشکی مدرن به تدریج در قرن نوزدهم تحول یافت اما به رسمیت شناختن غیررسمی تخصص پزشکی در جوامع قبل از رسمی شدن آن انجام شده است. تقسیم بندی تخصص های پزشکی در هر کشور متفاوت و تا حدی دلخواه است.
میانگین حقوق سالانه یک پزشک متخصص در آمریکا در سال ۲۰۰۶ معادل ۱۷۵٬۰۱۱ دلار و برای جراحان ۲۷۲٬۰۰۰ دلار بود.
در جدول زیر میزان متوسط حقوق دریافتی پزشکان متخصص مختلف امریکا در ژوئیه ۲۰۱۰ به تفصیل ذکر شده است. همچنین به طور میانگین ساعات کار هفتگی برای پزشکان تمام وقت ( داده های ۲۰۰۳ ) آورده شده است.
در ایران ۲۷ تخصص پزشکی آموزش داده می شوند که به شرح زیر هستند:
• پزشکی خانواده
• بیماری های داخلی
• بیماری های مغز و اعصاب
• بیماری های قلب و عروق
• بیماری های عفونی و گرمسیری
• زنان و زایمان
• پزشکی کودکان
• روان پزشکی
• جراحی عمومی
• ارتوپدی
• جراحی کلیه و مجاری ادراری
• جراحی مغز و اعصاب
• چشم پزشکی
• جراحی گوش و حلق و بینی
• بیهوشی
• بیماری های پوست
• طب اورژانس
• طب کار
• پزشکی قانونی
• پزشکی فیزیکی و توانبخشی
• پزشکی ورزشی
• پزشکی هسته ای
• پرتوشناسی
• رادیواُنکولوژی
• آسیب شناسی
• پزشکی هوافضا و زیرسطحی
• جراحی قلب
دانشنامه آزاد فارسی
در اصول فقه، خروج چیزی از موضوع حکم عام را تخصّص گویند. چنان که گویند: «دانشمندان را احترام کن» بدیهی است که جاهل تخصّصاً از این فرمان خارج است؛ چون درموضوع عبارت، داخل نیست.
دانشنامه اسلامی
ـــ تخصص به معنی خروج حقیقی چیزی از موضوع دلیل است. واژۀ تخصص در برابر تخصیص از اصطلاحات علم اصول فقه و عبارت است از خروج حقیقی و وجدانی چیزی از موضوع دلیل چیزی دیگر، مانند خروج زید جاهل از دلیل وجوب اکرام عالمان (اکرم العلماء) و سرکه از موضوع دلیل حرمت شراب. به شی ء محکوم به خروج- مانند زید و سرکه در دو مثال یاد شده- «خارج به تخصّص» گفته می شود. ـــ تخصص، به معنای خروج حقیقی چیزی از شمول موضوع عام است؛ به بیان دیگر، تخصص آن است که عنوان عام به خودی خود شامل فرد یا افرادی نمی باشد و برای خارج کردن آنها به تخصیص نیاز نیست؛ به این گونه خروج، خروج موضوعی می گویند؛ در مقابل تخصیص که خروج حکمی است.
← مثال
ورود نیز همچون تخصص، خروج حقیقی چیزی از موضوع دلیل چیزی دیگر است، با این تفاوت که خروج، در تخصص، وجدانی و در ورود، تعبّدی است.
[ویکی فقه] تخصّص. ــ تخصص به معنی خروج حقیقی چیزی از موضوع دلیل است؛ مانند خروج زید جاهل از دلیل وجوب اکرام عالمان (اکرم العلماء)، به شی ء محکوم به خروج- مانند زید در مثال- «خارج به تخصص» گفته می شود. ــ تخصص به معنای خروج حقیقی چیزی از شمول موضوع عام به کار می رود.
ـــ تخصص به معنی خروج حقیقی چیزی از موضوع دلیل است. واژۀ تخصص در برابر تخصیص از اصطلاحات علم اصول فقه و عبارت است از خروج حقیقی و وجدانی چیزی از موضوع دلیل چیزی دیگر، مانند خروج زید جاهل از دلیل وجوب اکرام عالمان (اکرم العلماء) و سرکه از موضوع دلیل حرمت شراب. به شی ء محکوم به خروج- مانند زید و سرکه در دو مثال یاد شده- «خارج به تخصّص» گفته می شود. ـــ تخصص، به معنای خروج حقیقی چیزی از شمول موضوع عام است؛ به بیان دیگر، تخصص آن است که عنوان عام به خودی خود شامل فرد یا افرادی نمی باشد و برای خارج کردن آنها به تخصیص نیاز نیست؛ به این گونه خروج، خروج موضوعی می گویند؛ در مقابل تخصیص که خروج حکمی است.
ویکی واژه
به چیزی مخصوص شدن.
در کاری مهارت داشتن.