تأمين
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. (صفت ) آماده.
۳. (صفت ) دارای امنیت.
۴. امنیت داشتن.
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) ایمن کردن آرام دادن بی بیم کردن . ۲- امین کردن . ۳- حفظ کردن امن کردن . ۴- آمین گفتن دعای کسی را .۵- ( اسم ) ایمنی .جمع : تامینات . یا تامین آتیه ( آینده ). اندوخته برای زندگانی آینده نهادن و پیش بینی برای معاش آتیه . یا تامین عبور و مرور. منظم ساختن خط سیر و سایل نقلیه برای جلوگیری از تصادفات . یا تامین معاش . پیش بینی و تدارک وسایل زندگی . یا تامین منافع.پیش بینی سود برای خویش . یا تامین نظر . اعمال نظر و میل خود.
فرهنگستان زبان و ادب
[علوم نظامی] ← تدارک
ویکی واژه
حفظ کردن.