لغت نامه دهخدا
سازه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) به لغت دری تبری به معنی جاروب است که خانه و فرش بدان روبند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). || در تفسیر ابوالفتوح در یک مورد بمعنی لیف خرما آمده و ظاهراً مصحف «سازو» است که سه بار در همان کتاب آمده است. رجوع به تفسیر ابوالفتوح چ 1 ج 4 ص 96 س 6 و سازو در این لغت نامه شود.
سازه. [ زَ/ زِ ] ( اِ ) در کتابهای جدید ریاضی بجای عامل معمول شده است. ( فرهنگستان ).