لغت نامه دهخدا
کانی. ( ع ص ) نام گذارنده به کنیه. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
کانی. ( اِ ) در کردی یعنی چشمه و در نام بسیاری از دهات مغرب ایران ظاهراً بهمین معنی است.
کانی. ( اِخ ) ابوبکر... از شاعران متأخر عثمانی بود. شاعری قلندرمآب و لاابالی بشمار می رفت و سرانجام به فرقه مولوی پیوسته ومنزوی گشت و در سال 1206 درگذشت. دیوان مرتب و منشآت و هزلیات و لطایفی دارد. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
کانی. ( اِخ ) ابوبکر... از شاعران ترک و نثرنویسانی بود که سعی داشتند از نفوذ فارسی در تألیفات خود احتراز جویند و ادبیات ترک را از نفوذ کلمات بیگانه پاک گردانند ( 1712-1792 م. ). ( از اعلام المنجد ).