لغت نامه دهخدا
وجودی ان اغیب من الوجود
بماینذر علی من الشهود.جنید ( نفایس الفنون قسم اول ص 171 ).قدکان یطربنی وجدی فافقدنی
من رؤیة الوجد من فی الوجد موجود
الوجد یطرب من فی الوجد راحته
الوجد عند شهود الحق مفقود.جنید بغدادی.در وجد و حال بین چو کبوتر زنند چرخ
بازان کز آشیان طریقت پریده اند.خاقانی.پس آنانکه در وجد مستغرقند
شب و روز در عین حفظ حقند.