لغت نامه دهخدا
- قنفذالدراج ؛ رجوع به این کلمه شود.
- قنفذ بحری ؛ یک قسم ماهی است دارای صدف که پوست آن در داروهای جرب به کار رود و گوشت آن در بیماری خنازیر سودمند افتد و خاکستر پوست آن در مداوای قروح چرکین نافع است و گوشت زاید را از میان میبرد. ( قانون بوعلی ، ادویه مفرده ).
- قنفذ جبلی ؛ دلدل. خارپشت. ( قانون ابوعلی ، ادویه مفرده ).
- قنفذ لیل ؛ مرد سخن چین. ( منتهی الارب ). نمام. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).