فتوح

لغت نامه دهخدا

فتوح. [ ف َ ] ( ع اِ ) نخستین باران بهار. ( منتهی الارب ). اول المطر الوسمی. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) ناقه ای که سوراخ پستانش فراخ بود. ج ، فُتُح. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
فتوح. [ ف ُ ] ( ع اِمص ) حصول چیزی بیش از آنچه توقع رود. ( تعریفات ). حاصل شدن چیزی از آنچه توقع آن نباشد. ( از اقرب الموارد ). گشایش و گشاد کارها. ( یادداشت بخط مؤلف ) :
طمع کم دار تا گر بیش یابی
فتوحی بر فتوح خویش یابی.نظامی.از زهد ندیده ام فتوحی
تا کی زنم آبگینه بر سنگ ؟سعدی. || ( اِ ) ج ِ فتح : در اول فتوح خراسان که ایزد خواست که مسلمانی آشکارتر گردد. ( تاریخ بیهقی ). || ( اصطلاح صوفیه ) مال و نعمتی که درویش یا پیر را به رایگان چون نذر و مانند آن آرند. ( یادداشت بخط مؤلف ) : از آن فتوحی که تو را دوش بوده است مرا نصیبی کن. ( تذکرةالاولیاء عطار ).
اندکی خلق خوشترک باید
ور فتوحی است مشترک باید.اوحدی.نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم.حافظ.
فتوح. [ ف ُ ] ( اِخ ) ابن محمودبن مروان بن ابی الجنوب. از خاندان مروان بن ابی حفصه بود و شعر میگفت. دیوان او را ابن الندیم نزدیک صد ورق نوشته است. ( از الفهرست ص 229 ).

فرهنگ معین

(فُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) به دست آمدن غیر منتظرة چیزی . ۲ - (اِمص . ) گشایش . ۳ - گشایش حالی که به سالک در مراحل سلوک دست دهد. ۴ - (اِ. ) نذر، مال یا چیزی که نذر عارف و سالک کنند.
( ~ . ) [ ع . ] (اِ. ) جِ فتح ، پیروزی ها، گشایش ها.

فرهنگ عمید

۱. (تصوف ) گشایش در حال باطنی سالک، گشایش: طمع کم دار تا گر بیش یابی / فتوحی بر فتوح خویش یابی (نظامی۲: ۲۴۸ ).
۲. (اسم ) (تصوف ) مالی که به عنوان نذر به پیر خانقاه می دادند: نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم / دلق ریا به آب خرابات برکشیم (حافظ: ۷۵۲ ).
۳. (اسم ) [جمعِ فتح] [قدیمی] = فتح

فرهنگ فارسی

پیروزیها، گشایشها
( اسم ) جمع فتح پیروزی ها گشایشها.
ابن محمود بن مروان بن ابی الجنوب از خاندان مروان بن ابی حفصه بود و شعر می گفت .

دانشنامه آزاد فارسی

فتوح (عرفان). فُتوح (عرفان)
(جمعِ فتح و در لغت به معنی گشادن و گشایش) در نزد صوفیه هر آنچه بی رنج و سختی به درویش رسد و سبب گشایش معیشت او گردد، اعم از پول، خوردنی و پوشیدنی. عارفان، به آنچه در ابتدا بنده را به آن راهی نیست وزان پس به وسیلۀ خداوند بر او نموده می شود، فتح می گویند. به اعتقاد عرفا فتح گشایش ظاهری و باطنی است که بدون تلاش سالک در کار او ایجاد می شود. مهم ترین فتح ها عبارت اند از الف. فتح التولّد، اشاره است به خروج از تنگنای رحم و ورود به عالم وسیع ماده؛ ب. فتح الفهم، اشاره است به گشایش باب علوم بدیهی؛ ج. فتح الاسلام، اشاره است به گشایش باب فهم و تمییز، که درنتیجۀ آن آدمی از چهارپایان متمایز می شود؛ د. فتح العقل، اشاره است به گشایش باب درک و استدلال بر شناخت صانع از مصنوع، که آدمی را از حیطۀ اوهام خارج می سازد؛ ه . فتح النفْس، اشاره است به گشایش باب علم به نحو کامل؛ و. فتح الروح: اشاره است به فتحی که درنتیجۀ آن معرفت کامل بدون نقل و استدلال حاصل می شود؛ ز. فتح القلب، اشاره است به خروج قلب از تنگنای نفس؛ ح. الفتح المبین، اشاره است به ظهور تجلیّات حقیقی در تنگنای صفات خلقی، و ورود به دایرۀ ولایت الهی. این فتح کامل ترین و عالی ترین انواع فتوح است. پرواضح است که شماری از این فتوح برای همۀ مردم، شماری دیگر برای برخی از سالکان، و معدودی نیز تنها برای تعداد کمی از عرفا حاصل می شود.

ویکی واژه

به دست آمدن غیر منتظرة چیزی.
گشایش.
گشایش حالی که به سالک در مراحل سلوک دست دهد.
نذر، مال یا چیزی که نذر عارف و سالک کنند.
جِ فتح ؛ پیروزی‌ها، گشایش‌ها.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم