لغت نامه دهخدا
نخستین کیومرث آمد به شاهی
گرفتش به گیتی درون پادشاهی.
چو سی سالی به گیتی پادشا بود
که فرمانش به هر جایی روا بود.مسعودی ( از یادداشت ایضاً ).پارسیان از کتاب آبستا که زردشت آورده است شریعت ایشان را چنین گویند که از گاه کیومرث پدر مردم، یعنی آدم، تا آخر یزدجرد شهریار چهارهزاروصدوهشتادودو سال و ده ماه و نوزده روز بوده است. ( مجمل التواریخ و القصص ص 11 ). و از گاه کیومرث تا این وقت دویست ونودوچهار سال و هشت ماه گذشته بود، و بدین سخن آن می خواهد که کیومرث آدم بوده است نزد ایشان، و اﷲ اعلم به. ( مجمل التواریخ و القصص ص 22 ).
جهاندار شاه اخستان کز طبیعت
کیومرث طهمورث امکان نماید.خاقانی.رجوع به گیومرت و کیومرت شود.
کیومرث. [ ک َ م َ ] ( اِخ ) ابن بهمن [ دوم ] ( 956 هَ. ق. ). از ملوک بادوسبان. رجوع به بادوسبان شود.
کیومرث. [ ک َ م َ ] ( اِخ ) ابن بیستون بن گستهم بن زیار. از ملوک بادوسبان ( 807 هَ. ق. ). رجوع به بادوسبان و حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 333 شود.
کیومرث. [ ک َ م َ ] ( اِخ ) ابن جهانگیر. از ملوک بادوسبان ( 914 هَ. ق. ) رجوع به بادوسبان شود.
کیومرث. [ ک َ م َ ] ( اِخ ) ابن کیکاوس. از ملوک بادوسبان ( متوفی به سال 963 هَ. ق. ). رجوع به بادوسبان شود.