کریمه

لغت نامه دهخدا

( کریمة ) کریمة. [ ک َ م َ ] ( ع ص )کریمه. مؤنث کریم. ج ، کرائم ، کریمات. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). و کِرام. ( اقرب الموارد ). || زن صاحب کرم. زن بخشنده. ( فرهنگ فارسی معین ). || صاحب کرم. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). مرد بسیارکرم و التاء للمبالغة. ( ناظم الاطباء ).
کریمة. [ ک َ م َ ] ( ع اِ ) بینی و هر عضو شریف مانند گوش و دست. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). بینی و هر عضو شریف مانند گوش و دست و لحیه و ریش. ( ناظم الاطباء ). کریمتان ؛ دو چشم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). کریمتین ، دو چشم. ( یاداشت مؤلف ). || ( اِخ )نام مردی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
کریمة. [ ک َ م َ ] ( اِخ ) بنت احمد المروزی است و یکی از شیوخ بنام احمدبن علی بن ثابت بن احمدبن مهدی خطیب بغداد صحیح بخاری را در مدت پنج روز نزد این زن خواند. ( یادداشت مؤلف ).
کریمه. [ ک َ م َ ] ( ع ص ، اِ ) کریمة. زن نیک خوی. ( فرهنگ فارسی معین ). || در تداول ترکان عثمانی دختر را گویند چنانکه گویند کریمه شما و کریمه ایشان دختر شما و دختر ایشان. ( یادداشت مؤلف ). دختر. صبیه. فرزند مادینه : اما چنان باید که این دو کریمه از خاتونان باشند کریم الطرفین. ( تاریخ بیهقی ). امیر سبکتکین کریمه ای از کرایم او از بهر پسر خواسته بود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 267 ). کریمه ای که به جلالت اصالت و کفایت کفات آراسته بود از بهر او بخواست. ( ترجمه ٔتاریخ یمینی ص 397 ). کریمه ای از کرایم ناصرالدین که شقیقه روح او بود با چند کس از اطفال اولاد و احفاد... بدار فنا رحلت کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 44 ). || خاتون بیگم. ( ناظم الاطباء ). || نیکو. خوب. پسندیده. ( فرهنگ فارسی معین ). شریف و عالی. ( ناظم الاطباء ) : مشتمل است بر بیان اخلاق کریمه. ( اوصاف الاشراف بنقل فرهنگ فارسی معین ).
- احجار کریمه ؛ جواهر. گوهرها. جواهر قیمتی چون الماس و زمرد و یاقوت و لعل و غیره. ( یادداشت مؤلف ).
|| هر آیه از آیات قرآن مجید. ( فرهنگ فارسی معین ). آیه ٔکریمة، آیات کریمه.
کریمه. [ ک ِ م ِ] ( اِخ ) شبه جزیره ای است در جنوب روسیه شوروی و در شمال دریای سیاه کنار دریای آزوف به مساحت 26000 کیلومتر مربع. شهرهای عمده آن عبارتند از: سباستوپول و سمفروپول. این ناحیه از نواحی بسیار خوش آب و هوای کناره دریای سیاه است.

فرهنگ معین

(کَ مِ یا مَ ) [ ع . کریمه ] (ص . ) مؤنث کریم . ۱ - زن صاحب کرم . ۲ - زن نیک خوی . ۳ - خوب ، پسندیده .

فرهنگ عمید

۱. گرانبها: احجار کریمه.
۲. (اسم، صفت ) [قدیمی] شریف، بزرگوار (زن ).
۳. (اسم ) [قدیمی] هریک از آیه های قرآن.

فرهنگ فارسی

مونث کریم
( صفت ) مونث کریم : ۱ - زن صاحب کرم زن بخشنده . ۲ - زن نیک خوی : ( وقتی شخصی به کریمه ای تزوج ساخت ) . ( مرز بان نامه ) ۲ - نیکو خوب پسندیده : ( ... مشتمل است بر بیان اخلاق کریمه ... ) . ( اوصاف الاشراف ) ۳ - هر آیه از آیات قر آن مجید .
بینی و هر عضو شریف مانند گوش و دست . بینی و هر عضو شریف مانند گوش و دست و لحیه و ریش

فرهنگ اسم ها

اسم: کریمه (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: karime) (فارسی: کريمه) (انگلیسی: karime)
معنی: گران بها، ارزشمند، صفت هر یک از آیه های قرآن، زن بزرگوار، ( در قدیم ) هر یک از آیه های قرآن، زن شریف نیکو و خوب، مؤنث کریم، بخشنده، سخاوتمند

دانشنامه عمومی

کریمه (سوریه). الکریمه ( به عربی: کریمة ) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در استان طرطوس واقع شده است. الکریمه ۳٬۴۶۱ نفر جمعیت دارد.

دانشنامه آزاد فارسی

کِریمه (Crimea)
آشیانه پرستوها، یالتا، نماد شبه جزیره (به اوکراینی: کریم؛ در متون اسلامی قِرِم) شبه جزیرۀ شمالیِ دریای سیاه و جمهوری خودمختار اوکراین. در گذشته، استانی (ناحیه ای) از اتحاد شوروی (۱۹۵۴ـ۱۹۹۱) محسوب می شد. ۲۷هزار کیلومتر مربع مساحت و ۲,۶۳۲,۴۰۰ نفر جمعیت دارد (۱۹۹۵). مرکز آن سیمْفِروپول است و سایر شهرهای بزرگ آن عبارت اند از سواستوپول و یالتا. کریمه تولیدکنندۀ آهن، فولاد و نفت است. خاک آن بیشتر استپ است، اما ساحل جنوبی آن تفریحگاه محسوب می شود. پس از سلطۀ اقوام مختلف از قرن ۸پ م به دست سکاها، یونانیان، گوت ها، هون ها و خزرها، کریمه در قرن ۱۳م به خانات تاتار تبدیل شد. بندر تجاری جنووایی کافا(فئودوسیا کنونی) در شرق کریمه است، جایی که در ۱۳۴۶م بیماری مرگ سیاه از آسیا به اروپای غربی سرایت کرد. بین ۱۴۷۵ و ۱۷۷۴ کریمه بخشی از امپراتوری عثمانی بود. در ۱۷۸۳، استقلال کوتاه مدت خانات کریمه به انضمام آن به روسیه انجامید. کریمه صحنۀ نبرد میان دولت های روسیه و ائتلافی از بریتانیا، فرانسه،عثمانی و ساردنی در جنگ کریمه (۱۸۵۳ـ۱۸۵۶) بود. شهر یالتا میزبان همایش مهم سران متفقین در خلال جنگ جهانی دوم بود. پس از انقلاب روسیه، کریمه از ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۰ جمهوری تاوریدا و از ۱۹۲۰ تا اشغال آن به دست آلمان (۱۹۴۲ـ۱۹۴۴) جمهوری خودمختار کریمه بود. ساکنان تاتار کریمه به اتهام همکاری با نازی ها به ازبکستان تبعید شدند. در ۱۹۵۴ کریمه بخشی از اوکراین اعلام شد. از ۱۹۹۱ خواستار استقلال از اوکراین شده است. در همه پرسی ۱۹۹۴، مردم خواستار خودمختاری بیشتر و روابط نزدیک تر با روسیه شده اند.

ویکی واژه

شبه جزیره‌ای است در شمال دریای سیاه. شبه جزیره کریمه در جنوب اوکراین واقع شده است و تقریباً کل این ناحیه به وسیله دریای آزوف و دریای سیاه احاطه شده است.
یک جمهوری خودمختار در اوکراین است که شامل بخش عمده شبه‌جزیره کریمه در شمال دریای سیاه می‌شود.
مؤنث کریم.
زن صاحب کرم.
زن نیک خوی.
خوب، پسندیده.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم