لغت نامه دهخدا
چنانم نماید دل کامیاب
که می بینم این کام دل را بخواب.نظامی.خیز بشمشیر صبح سر ببر این مرغ را
تحفه نوروز ساز پیش شه کامیاب.خاقانی.- کامیاب بودن ؛ مراد حاصل کردن. بختیار و برخوردار بودن :
به بیداریست یارب یا به خواب است
که جان من ز جانان کامیاب است.جامی.- کامیاب کردن ؛ به مراد رساندن. بهره مند ساختن :
گر چه وهنی رسید از ایامش
زودش ایام کامیاب کند.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 853 ).