پشتیبانی

لغت نامه دهخدا

پشتیبانی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) یاری. یارمندی. حمایت. مدد. مظاهرت. کمک.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. ) یاری، حمایت.

فرهنگ عمید

۱.کمک، مدد.
۲. حمایت.

فرهنگ فارسی

یاری یارمندی کمک مدد مظاهرت.

فرهنگستان زبان و ادب

{sponsorship} [عمومی] حمایت یک سازمان یا شخص از فعالیتی ورزشی یا هنری در قبال تبلیغ کالا یا خدمات خود
{support} [علوم نظامی] حمایت یک نیرو از نیرویی دیگر براساس خط مشی دریافتی

دانشنامه آزاد فارسی

پشتیبانی (support)
کارکردن یک برنامه (محصول) با برنامه (محصول) دیگر. مثلاً یک برنامه کاربردی می تواند فایل های انتقال یافته از یک برنامه را پشتیبانی کند.

ویکی واژه

solidarietà
sostegno
یاری، حمایت.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم