لغت نامه دهخدا پذیرفتنی. [ پ َ رُ ت َ ] ( ص لیاقت ) درخور پذیرفتن. قبول کردنی. قابل قبول. || در اصطلاح بانک سندی که قابل قبول باشد .
فرهنگ فارسی ( صفت ) ۱- در خور پذیرفتن قبول کردنی پذرفتنی . ۲- باور کردنی قابل قبول . ۳- سندی که قابل قبول باشد .
فرهنگستان زبان و ادب {acceptable} [زبان شناسی] ویژگی گفته ای که ازنظر گویشور زبان قابل قبول است و عملاً به کار می رود