پادگان

لغت نامه دهخدا

پادگان.[ دِ ] ( اِ مرکب ) گروهی از سربازان که در مکانی جای گزیده و بحفظ و نگاهبانی آن گماشته شده باشند. ( فرهنگستان ). و آنرا پیشتر از این ساخلو میگفتند. و پاد بمعنی محافظت و نگاهبانی است. رجوع به بادگان شود.

فرهنگ معین

(دِ ) [ په . ] (اِمر. ) ۱ - محل اسکان گروهی از سربازان که برای محافظت محلی در آنجا متوقف شوند.۲ - سربازخانه ، ساخلو. ۳ - دسته - های پیاده نظام عهد ساسانی .

فرهنگ عمید

۱. گروهی از سربازان که در یک محل متوقف و مٲمور نگهبانی آن محل باشند، ساخلو.
۲. محلی که این گروه در آن مستقر می شوند.

فرهنگ فارسی

گروهی ازسربازان که دریک محل متوقف ومامور، نگهبانی آن محل باشند
( اسم ) ۱- دسته های پیاده نظام عهد ساسانی ۲ - گروهی از سربازان که برای محافظت محلی در آنجا متوقف شوند ساخلو .
گروهی از سربازان که در مکانی جای گزیده و بحفظ و نگاهبانی آن گماشته شده باشند

دانشنامه عمومی

پادگان به جایی گفته می شود که گروهی از سربازان و تجهیزات برای نگهداری آن مکان در آن مستقر شده اند. پادگان معمولاً محل اسقرار یک سازمان نظامی از ارتش است.
پادگان ها می توانند دارای تأسیسات و تسهیلات گوناگونی از جمله آسایشگاه، و سوپرمارکت سالن غذاخوری، ورزشگاه، باشگاه افسران، نمازخانه، کلیسا، بازداشتگاه، دفتر دژبانی، منازل سازمانی، اتاقک نگهبانی، برج نگهبانی، پاسراه و غیره باشند. ورود و خروج به پادگان ها معمولاً برای عموم آزاد نیست و کنترل آن به عهده گروهی به نام دژبان است. پادگان محلی تقریباً ثابت است و شمار سربازان مستقر در آن از قرارگاه های نظامی کمتر است. قرارگاه نظامی معمولاً محل استقرار لشکرها در جنگ و عملیات دیگر است. پادگان ها می توانند گاه به عنوان محل تمرینات نظامی و مرکز فرماندهی نیز عمل کنند.
کدهای مراکز آموزش نظام وظیفه
در زمان امپراتوری ساسانیان پادگان را در زبان فارسی آن زمان، زینستان می نامیدند. زین در فارسی میانه به معنای جنگ افزار است. در دوره قاجار بیشتر واژه ترکی ساخلو برای این منظور بکار می رفت. پاد در فارسی به معنی محافظت و نگهبانی است و واژه پادگان از مصوبات فرهنگستان زبان ایران در سال ۱۳۱۸ خورشیدی است.
باشگاه افسران یکی از اماکن ارتشی است. باشگاه افسران که معمولاً در پادگان ها قرار دارد محل گردآمدن و گذراندن اوقات فراغت افسران ارتش است.

ویکی واژه

محل اسکان گروهی از سربازان که برای محافظت محلی در آنجا متوقف شوند.
سربازخانه، ساخلو.
دسته -‌های پیاده نظام عهد ساسانی.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم