نوغان

لغت نامه دهخدا

نوغان. [ ن َ / نُو ] ( اِ ) بزر. تخم نوغان. ( یادداشت مؤلف ). || پیله. ( یادداشت مؤلف ). || قسمی پیشتاب. ( یادداشت مؤلف ).قسمی اسلحه کمری. رجوع به پیشتاب و پیستوله شود.

فرهنگ معین

(نُ ) (اِ. ) تخم کرم ابریشم یا خود کرم .

فرهنگ عمید

۱. کرم ابریشم.
۲. پیلۀ کرم ابریشم.

فرهنگ فارسی

یکی از دو قصبه طوس بوده است و قصبه دیگر آن طابران است .
تخم کرم ابریشم
(اسم ) کرم ابریشم . یا ادار. نوغان . اداره ای که امور مربوط به تربیت کرم ابریشم و پیله را بعهده دارد .

دانشنامه عمومی

نوغان (بوئین میاندشت). نوغان روستایی در شهرستان بوئین و میاندشت استان اصفهان ایران است. این روستا مرکز بخش کرچمبو است. مردم آن به زبان ترکی سخن می گویند.

ویکی واژه

تخم کرم ابریشم یا خود کرم.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم