نعیم

لغت نامه دهخدا

نعیم. [ ن َ ] ( ع اِ )نعمت و ناز. ( ترجمان علامه جرجانی ص 100 ). ناز. ( زمخشری ) ( مهذب الاسماء ). آسایش. ( مهذب الاسماء ). نعمت و نیکی و دسترس و مال و ناز. ( غیاث اللغات ). فراخی مال. نعمت. تن آسانی. ( منتهی الارب ). خفض و دعة و مال و خوشی عیش و نعمت فراوان.

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - فراوانی نعمت و مال. ۲ - سرور، خوشی و خوشگذرانی.

فرهنگ عمید

۱. نعمت، مال.
۲. (صفت ) پرنعمت.
۳. (اسم ) از نام های بهشت.

فرهنگ فارسی

نعمت، مال، خوشی وخوشگذرانی
۱ - ( اسم ) وسیله خوشی و شادکامی در زندگانی نعمت: هرگاه که متقی در کارهای این جهان فانی و نعیم گذرنده تاملی کند... ۲ - مال خواسته. ۳ - خوشگذرانی. ۴ - ( صفت ) نرم و صاف و نازک و لطیف: چون بزمین آمد اگر دست نرم و نعیم بدو رسد یا نسیم خوش خنک برو گذرد درد آن برابر پوست باز کردن باشد در حق بزرگان. ۵ - ( صفت ) پر نعمت: بهشت ( جنات ) نعیم.
محمد نعیم پنجایی از پارسی گویان هندوستان است ٠

فرهنگ اسم ها

اسم: نعیم (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: naeim) (فارسی: نَعيم) (انگلیسی: naeim)
معنی: نعمت، نرم و لطیف، از نامهای بهشت، پرنعمت ( بهشت )، نرم، لطیف، ( اَعلام ) نام چندین تن از افراد مشهور در تاریخ از جمله صحابه
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم